سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
67
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
قهرا منكر در اين تفاسيرى كه نقل شد در مقابل مدعى است . يعنى بنا بقول اول منكر كسى استكه با سكوتش و رها نمودنش خصومت را نزاع فيصله داده نمىشود زيرا مدعى طرف دعوا را دارد و بنا بقول دوم منكر كسى است كه كلامش يا با اصل موافق بوده يا با ظاهر . سپس مىفرماين : در غالب موارد مناط و ملاكى كه براى ايندو گفته شد محفوظ بوده و مصداق آنها با هم مشتبه و مختلف نمىگردد . مثلا : اگر زيد از عمرو طلبى را كه بر ذمّه او است مطالبه كند يا عينى را كه در دستش هست ادعاء كرده و عمرو در هردو مثال آن را انكار كند . در اين دو مورد زيد مدعى است زيرا اگر سكوت كند و از ادعاى خود رفع يد نمايد نزاع رها مىگردد و از آن طرف كلامش با اصل مخالف است چه آنكه اصالة البرائه مقتضى است عمرو بوى بدهكار نباشد و نيز اصل اين است كه حق زيد به عين مالى كه در دست عمرو است متعلق نباشد چنانچه ادعاى وى با ظاهر نيز مخالف است بدليل اينكه ظاهر حال عمرو بلكه هرمسلمان و شخص صالحى اين است كه به ديگرى مديون نباشد و همچنين ظاهر اين استكه مالى كه در دست عمرو است از آن خودش باشد و بهر تقدير هرسه تعريف بر زيد منطبق است چنانچه سه تفسير مقابل آن به عمرو صادق مىباشد زيرا عمرو اگر سكوت كند نزاع رها نشده و از آنطرف كلامش هم با اصلن موافق بوده و هم با ظاهر .